من توی ابرها کار می کردم …

من توی ابرها کار می کردم …

روز نوشت
شرکت قبلی ای که توش ۱۲ سال کار کرده بودم، بهش می گم تجهیزات، شرکت قبلی ای که توی ابرها کار می کردم، بهش می گم شرکت ابری، شرکت جدید که دارم می رم بهش می گم شرکت پالایش، فرصت خوبی پیش اومد که قبل از اینکه از شرکت ابری برم بیرون، بشینم توی همین شرکت با خیال راحت،‌ فراق بال و بدو مزاحمت یه سری داستان کاری تعریف کنم. هم برای خودم،‌ خودتون، ایندگان که شامل آینده ی خودم هم می شه. (بیشتر…)
Read More
آنسوی رفتار متناقض

آنسوی رفتار متناقض

روز نوشت
سال ها پیش، توی شرکت یه معاون اداری مالی داشتیم به نام مستعار می گم، دمیر. از این آقازاده ها بود که بعد شد داماد فلانی و داشت پست می گرفت! رفتارهای خاص خودش و داشت و مرام و مسلکی. برای اهداف شرکت و حقوق کارگرها و زنده کردن شرکت الحق والانصاف، خیلی کار کرد. خیلی تلاش کرد و خیلی انرژی گذاشت. ولی قبل از اینکه بخاد به مرحله ی انرژی گذاشتن برسه، سر یه موضوع پیش پا افتاده اختلاف خوردیم. در حالی مسئول آی.تی شرکت بودم، کارهای روابط عمومی رو هم به من داده بودند. در حالی که کار اضافه می کردم، به حقوق اضافه نشده بود، و بابت کاری توی حوزه روابط عمومی، به شدت اختلاف خوردیم. این طوری بود که برای کاری من و فرستاد هلدینگ، صبح…
Read More