منتظر مرگ یا رستگاری

منتظر مرگ یا رستگاری

روز نوشت
تمایلی دارم شدید به معقوله فحش دادن. نه به صورت واقعی. نه به عنوان فحش دهنده ی حقیقی. به عنوان اکانت بی نام، بدون هزینه، بدون تاثیر بر وجهه ی خود. این تمایل و قبلا هم داشتم. همین پارسال. بین دو کار که داشتم جا به جا می شدم. زمانی که به هیچ شرکتی تعهد نداشتم. گستاخ شده بودم. سینه چاک داده بودم. اماده بودم هزینه فحش هام رو بدم. از بالا تا پایین نظام و سیاست و حکومت. (بیشتر…)
Read More
اتوماسیون سیکل مریضی

اتوماسیون سیکل مریضی

روز نوشت
از دو هفته ی پیش، به شدت خواب سنگین داشتم. چه صبح، چه شب، چه عصر. هر چقدر هم می خوابیدم به شدت سنگین بودم. قهوه هم جواب نمی داد. خودم و می کوبیدم به در و دیوار که بیدار بمونم. گاهی موفق و گاهی نا موفق. سنگینی سر، سر درد، دندون درد، گلو درد، گل مژه ی سنگین و همه چی تمام. خوب شدم. این هفته، از جمعه سنگینی شروع شد. شنبه می خواستم برم شهرستان، دوباره سنگین. دوباره خواب. یکشنبه، درد مخچه دوباره شروع شد. سرگیجه، دندون درد. دوشنبه سردرد، دندون درد. دیگه داشتم مجاب می شدم که برم دندون پزشکی. (بیشتر…)
Read More