یه موضوعی رو باید یادم باشه که بعدا بنویسم. موضوع نهال درخت گردوی سرگردان.
و اما بعد.
الان که دارم این متن و می نویسم، تنگه ی هرمز بسته اس. دور دوم مذاکرات اسلام اباد به گاد رفته. آمریکا می گه محاصره دریایی کردم. داخلی ها می گن الکی می گه، کشتی ها میان و میرن. سهمیه بنزین جایگاه ها کم شده. هوا خنک، بهاری و بسیار دلچسبه. بالا رفتن قیمت ها داره پاره مون می کنه. امروز دلار نسبت به دیروز 20 هزار تومن گرون تر شده. نه می دونیم جنگ می شه نه می دونیم صلح می شه. صاحب مملکت معلوم نیست کیه! هر شب یه سری می ریزن بیرون و شعار می دن. حتی نمی دونن چرا بیرونن، فقط شعار و هزینه و ایستگاه صلواتی و مردم آزاری. یکی لخت هم بشه با یه پرچم ایران بیاد بیرون، کسی کاریش نداره. ایست بازرسی ها هستن، ولی فقط برای تنگ کردن مسیر. شل، بی رمق! با تعداد کم.
مدرسه ها و دانشگاه ها هنوز مجازی ان. چشم اندازی از حضوری شدنشون نیست. کنکور رو هواست. تولیدی ها دارن دست و پا می زنن. مواد اولیه دیگه از جنوب نمیاد! شاید بعدا از شمال بیاد !!! فولاد مبارکه اصفهان به خاک یکسان شده. پل کرج ترکیده. یا اون کارتونی افتادم که بچه آرزو کردن که پدر و مادر ها نباشن، بعد یه شب پدر و مادرها رو ادم فضایی ها بردن! اینا تا چند روز سرخوش و دیوانه وار توی شهر می گشتن، الان هم همینه.
ساختارها و نهاد ها کمرنگ شدن. گرونی بیداد می کنه، امنیت نیست و هر روز داره وضعیت بدتر می شه. اینترنت قطعه. با یه قیمت خرکی یه چیزی دادن بیرون به اسم اینترنت پرو که معلوم نیست تا کی وصل می مونه. مردم عادی باید بی نت بمون، و یه سری با پول می تونن نت داشته باشن! اینترنت ای دی اس ال خونه، رسما چهار برابر گرون شده! جایی نیست که رسیدگی کنه! خر تو خر مملکت. هر کسی به اندازه ی خودش انگیزه برای نا فرمانی داره! برای تبدیل شدن به یک جانی، زامبی یا حتی خودکشی.
توی وضعیتی هستیم که اگر یکی جلومون و بگیره بگه بمیر، بی هیچ مقاومت و اعتراضی می میریم. نمیری می کشنت، کسی هم نیست بگه چرا! نهاد دولت هر روز داره کمرنگ تر می شه. بازار در گرونی خودش انگار داره توی گوه خودش غلت می زنه. اینقدر قیمت ها بالا می ره که خریداری نداره، بیاره پایین دیگه جون نداره خرید کنه. یه قفل روی قفل های دیگه.
همسایه مون هر روز داره گل می کشه و ما خفه می شیم! می خام زنگ بزنم به پلیس، اما نمی دونم پلیس میاد یا نه ! اگر بیاد رسیدگی می کنه یا فقط بهش می گه این همسایه بغلی تون ازت شکایت کرده! بعد من میمونم و یه همسایه گل کش! شرکت حقوق دادن، ولی وضعیت تولید بلاتکلیفه! مواد اولیه نیست. همه چی در یه وضعیت بلاتکلیفی.