یک سال از ماجرای ۷ اکتبر گذشته. ۷ اکتبر 2023. حمله ی همه جانبه ی حماس از غزه به اسراپیل، کشتار غیر نظامیان و گروگان گیری. حمله در نوع خودش بی نظیر بود و اینکه اسراپیل اینطوری غافلگیر شده باشه، بیشتر جای تعجب داشت.
جنگی تمام عیار شروع شد. اسرائیل غزه رو شخم زد. هر کسی رو در هر جایی که تونست کشت. جنگ به لبنان کشید. رئیسی هم توی یه سقوط مشکوک هلی کوپتر مرد. هنیه اومده بود تهران که رئیسی و خاک کنه، اسرائیل با یک عملیات دقیق توی محل اقامتش خودش و محافظش و کشت. هیچ ایرانی ای توی این حمله آسیب ندید. برای تهران این موضوع خیلی گرون تموم شد. یعنی اسرائیل هر کسی و هر جایی توی ایران هم می تونه ترور کنه. خیلی دقیق و تمیز.
روزی که داشتن برای هنیه نماز میت می خوندن، خامنه ای یه نگاه عجیب و غریب به آسمون داشت که خیلی سوژه شد. جنگ لبنان ادامه داشت. اسرائیل محل اقامت حسن نصرالله و پیدا کرد و با کلی بمب سنگر شکن و شیمیایی، اونم کشت. کنارش نیلوفرفروشان سردار سپاه قدس و هم کشت. این بار دیگه اسرائیل کمر بسته بود که هر چی نیروی نیابتی و ستون پنجم و وابسته به ایران هست و از لبنان و فلسطین پاک سازی کنه. به قیمت کشتار و قتل عام مردم عادی.
توی این مدت هر بحثی می شد به خصوص بعد از هنیه، هر کی می پرسید که سنوار کیه، می گفتم اووووف اون کسیه که هیچ جوره کوتاه بیا نیست و دهن اسرائیل و سرویس می کنه. زیر زمین هست و بیاد رو زمین اسرائیلی ها ازش می ترسن. دو متر جا توی غزه هست که اسرائیل شخم زده ولی هنوز نتونسته سنوار و بکشه. خلاصه می گفتم بمب اتم هم بندازن سنوار زنده می مونه.
تا اینکه یک روز صبح، خبر اومد سنوار و شانسی کشتن. یعنی فقط می تونستن اینطوری بکشنش. سنوار همون حنظله بود که بزرگ شد و مرد. از این همه کشته شدن ارشد های لبنان و فلسطین و سید حسن نصرالله، خیلی ناراحت نشدم. از ترور 2000 نفر از حزب الله با پیجر هم مقداری. ولی
ولی از کشته شدن یحیی سنوار، به شدت ناراحت شدم. اینطوری بود که انگاری منی که فلسطین نیستم و خیلی وقته از این فضاها فاصله گرفتم، امیدوار بودم با سنوار این فلسطینی ها عاقبت به خیر بشن. منی که اینجا امیدوم از دست دادم. عمیقا ناراحت شدم. جنگ برای من تموم شد. دیگه از این به بعد اماده شدم هر بلایی سرم میخان بیارن بیارن. دیگه حتی حمله اسرائیل به ایران هم مهم نیست. دیگه کاری پیش نمی بریم. باید دست ها رو بالا ببریم و تسلیم بشیم. یک سال مبارزه ی شبانه روزی و این همه مقاومت، نباید به کشته شدن سنوار ختم می شد.
ما سنوار و از دست دادیم
دیگه باید دست ها رو بالا ببریم