آتش بس شد، ما ماندیم و حتی خندیدیم

آتش بس شد، ما ماندیم و حتی خندیدیم

روز نوشت
جنگ برای من از 9 فروردین شروع شد. زیر زمین خونه داشتم کاشی های آشپزخونه رو اماده می کردم. اولین کاشی توی گیره درست جا نمی رفت. وقتی همه چی مرتب شد و اولین برش و زدم، برق رفت و صدای دو تا تپ اومد. تپ تپ. و سکوت. (بیشتر…)
Read More
وضعیت حساس کنونی

وضعیت حساس کنونی

روز نوشت
حامنه ای ... ایز .... خبر کوتاه بود ولی کش دار. 24 ساعت طول کشید تا تایید بشه. نه اون وری ها نه این وری ها. ولی از همون لحظه معلوم شد وارد جنگ جدیدی شدیم. (بیشتر…)
Read More
ساده، احمق و بدبخت

ساده، احمق و بدبخت

روز نوشت
الان که دارم اینا رو می نویسم، وضعیت اینه: - بارندگی زیاد نداشتیم تا الان که وسط زمستونه. جای پارگی از خشکی توی بهار و تابستون، از الان داره می سوزه. - وضعیت کشور با اسرائیل و امریکا نه جنگه نه صلح. - دلار رسما کون همه رو پاره کرده (بی ادب نیستم، ولی اگر اینطوری ننویسم آینده مشخص نیست بفهمم دقیقا چه اتفاقی افتاده . توضیح می دم) - به خاطر گرونی ها ملت از بازار تهران اعتصاب و اعتراض کردند، تا رسید به تجمعات شبانه و شعارهای جاوید خر و خرلوی بر می گرده و کلی گل شعر دیگه. - نت قطع بود کامل، از 18 دی تا 22 دی. تلفن ها هم از ساعت حدود 4 تا ساعت 2-3 نصف شب، در شهرها و جاهای مختلف با…
Read More
در دنیای AI چه کنم؟

در دنیای AI چه کنم؟

روز نوشت
چپ و راست نگاه می کنی می بینی همه چی داره با AI ساخته می شه. نوشته، عکس، فیلم، حتی توی پیام تسلیت و تبریک هم می بینی خیلی از متن ها شبیه AI نوشته شدن. نه اینکه خودم اصلا استفاده نکنم، منم استفاده می کنم توی همین پیام های تبریک و تسلیت هم استفاده می کنم، به هزار و یک دلیل. اولیش تنبلیه، نمی خام وقت بزارم فکر و مشغول کنم به یه متن که ده با هم چک ش کنم که ایا درسته، غلطه، منظور و می رسونه، بد ننوشته باشم، غلط املایی نداشته باشه، تهش یه دستور به AI می دی و متن و تحویل می گیری. (بیشتر…)
Read More
احمد الشرع، نخبه ی سی آی ای

احمد الشرع، نخبه ی سی آی ای

روز نوشت
خلاصه ی داستان اینه، احمد الشرع یا همون ابومحمد الجولانی که عضو القاعده بود و یه بار هم به مدت ۵ سال توی زندان های امریکا بود بعد توی سوریه گروه تشکیل داد و گروهش هم توسط امریکا تروریستی شناخته شد، بعد از سقوط بشار، شد رئیس دولت انتقالی سوریه. (بیشتر…)
Read More
منتظر مرگ یا رستگاری

منتظر مرگ یا رستگاری

روز نوشت
تمایلی دارم شدید به معقوله فحش دادن. نه به صورت واقعی. نه به عنوان فحش دهنده ی حقیقی. به عنوان اکانت بی نام، بدون هزینه، بدون تاثیر بر وجهه ی خود. این تمایل و قبلا هم داشتم. همین پارسال. بین دو کار که داشتم جا به جا می شدم. زمانی که به هیچ شرکتی تعهد نداشتم. گستاخ شده بودم. سینه چاک داده بودم. اماده بودم هزینه فحش هام رو بدم. از بالا تا پایین نظام و سیاست و حکومت. (بیشتر…)
Read More