در ستایش انباری – ارج و برج انباری
چند سال پیش که اومدیم طبقه ی پایین، اون بخش از انباری که این همه سال در اختیار خودمون بود و به مستاجر نداده بودیم، یادگار سالیان زندگی ددی و مامی در طبقه پایین، تقریباً دست نخورده بود، به این فکر کردم که ای بابا، دوران انباری و انباری داشتن گذشته. یه زمانی ترشی می زاشتن پایین و سیبزمینی و پیاز انبار می کردن برای زمستون. وسایل وامونده ی خونه رو برای روز مبادا زیر زمین نگه می داشتن. هر چی که نصفش کار میکرد یا نصفش سالم بود میرفت انباری نه سطل آشغال. (بیشتر…)








