آنسوی رفتار متناقض
سال ها پیش، توی شرکت یه معاون اداری مالی داشتیم به نام مستعار می گم، دمیر. از این آقازاده ها بود که بعد شد داماد فلانی و داشت پست می گرفت! رفتارهای خاص خودش و داشت و مرام و مسلکی. برای اهداف شرکت و حقوق کارگرها و زنده کردن شرکت الحق والانصاف، خیلی کار کرد. خیلی تلاش کرد و خیلی انرژی گذاشت. ولی قبل از اینکه بخاد به مرحله ی انرژی گذاشتن برسه، سر یه موضوع پیش پا افتاده اختلاف خوردیم. در حالی مسئول آی.تی شرکت بودم، کارهای روابط عمومی رو هم به من داده بودند. در حالی که کار اضافه می کردم، به حقوق اضافه نشده بود، و بابت کاری توی حوزه روابط عمومی، به شدت اختلاف خوردیم. این طوری بود که برای کاری من و فرستاد هلدینگ، صبح…


