منتظر مرگ یا رستگاری

تمایلی دارم شدید به معقوله فحش دادن. نه به صورت واقعی. نه به عنوان فحش دهنده ی حقیقی. به عنوان اکانت بی نام، بدون هزینه، بدون تاثیر بر وجهه ی خود. این تمایل و قبلا هم داشتم. همین پارسال. بین دو کار که داشتم جا به جا می شدم. زمانی که به هیچ شرکتی تعهد نداشتم. گستاخ شده بودم. سینه چاک داده بودم. اماده بودم هزینه فحش هام رو بدم. از بالا تا پایین نظام و سیاست و حکومت.

محافظه کار شدم. چون توی یه شرکت خصولتی کار می کنم. حتی استوری که از کتاب قلعه ی حیوانات نوشته بودم، درباره برابری خوک ها، به صورت محدود استوری کرده بودم و پاک کردم. ترسو، محافظه کار و ساکت.

شهر آلوده اس. تعطیلی ها به خاطر آلودگی شروع شده. کم آبی هست. اسرائیل یه حرکتی سمت عراق زده، داخل از نفر اول تا اخر نظام خشتک به سر گرفتن. ارتش یه هواپیمای میگ 29 فرستاده بالا سر تهران. ظاهرا بی معنی ولی الارم و داده به همه که اماده باشید که به زودی بازم جنگ شروع می شه. امریکا سر ونزوئلا با یه توییت همه شون و به خاک و خون سیاه کشیده. ما منتظریم آب تموم بشه. آلودگی ما رو بکشه. جنگ بشه. به خاطر گرونی بنزین مردم بریزن بیرون. به خاطر طرح حجاب جدید دوباره بکش بکش بشه. همش منتظریم یه چیزی بشه. دو ماهه خاورمیانه خبر خاصی نبوده. مردم غزه که دارن هر روز می میرن. اسرائیل و سوریه که هر روز دارن می جنگن. عراق انتخابات شده. از طالبان خبری نیست. کشتار سودان ادامه داره.

مدرسه خبر تعطیلی رو توی کانال نمی زنه می گه همه از تی وی ج.ا با خبر شدن. می گم مگه کسی این روزها تی وی نگاه می کنه؟

امروز دوشنبه، 10 آذر، صبح ساعت 10 داشتم می اومد تهران. هوا بد نبود. از سمت قزوین و هشتگرد دیدم یه تاریکی داره میاد سمت تهران. هی توی تی وی و اخبار می گفتن که از دوشنبه قراره بارندگی بشه. فکر کردم ابر بارونیه. از ساعت ۱۱ – ۱۲ تهران کلا تاریک شد. لامصب دود بود. سر ظهری خورشید معلوم نیست. تاریکه تاریکه . حروم زاده های کثافت. دارن همه مون و می کشن .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *