یه مدت شاید کمتر از دو سال دارم پادکست گوش می دم. عملا هم پادکست فارسی و شخم زدم و هم هر پادکست خوبی که بوده رو سر تا تهش و گوش دادم.
مثلا بی پلاس علی بندری و از اول تا اخر، هاگیر و واگیر، شنود، جوردیگر، چیستا، رختکن بازنده ها، استرینگ کست، رادیو سیتکام ( چند بار از اول تا آخرش و دوباره گوش دادم)، جهان شگفت انگیز مغز، فلسفه علم، رواق، چیز کست، خداحافظ آفریقا، دکتر سیار، عصر حجر، داستان های احسانو، اینا رو از اول تا اخرشون و گوش دادم.
یه سری دیگه هم هستند که دارم شخم شون می زنم. مثل دغدغه ی ایران، چای با بنفشه، رادیو روغن حبه انگور،کشو، رادیو واگن، رادیو دیو، بندر تهران، رادیو رخ و البته دگم نباش.
دگم نباش از کجا پیداش شد؟ داشتم با چت جی پی تی ور می رفتم که کار به سرگرمی و معرفی سرگرمی رسید. قبلا خیلی جاها و خیلی کسان! لیست پادکست های فارسی محتوا دار و مناسب و اینا رو معرفی کرده بودن. توی هیچ کدوم پادکست خودکست نبود! اما این چت جی پی تی بین ۲۰ تا پادکستی که به من معرفی کرد و همه رو گوش داده بودم یا داشتم گوش می دادم، لا به لاش خودکست و معرفی کرد. معمولا برای گوش دادن پادکست جدید روشم این طوریه که دو تا اپیزود آخری و گوش می دم، اگر خوشم اومد می رم از اولش گوش می دم. حالا شاید بیشترین و طولانی ترین پادکسی که به این شیوه تمومش کردم هاگیرواگیر و رواق و بی پلاس بودن که الان سر انگشتی بگم شاید کل اپیزودهاشون اون زمان که تمومشون کردم به ۱۰۰ تا نمی رسید! اما این خودکست که رفتم چند تا قسمت ابتدایی و گوش می کردم گفتم ببینم چندتاس، دیدم اوووووووف 300 و خرده ای اپیزود!
حالا خودکست چیش برام جذاب در اومد؟ اول و آخرش که خب داشتن روزمره تعریف می کردن و مسائل جاری زندگی توی کانادا و فلان. لا به لای صحبت ها یکیشون گفت من که دانشگاه شریف بودم ! یا گفت دانشگاه تهران!! و فلان. این توی ذهنم موند. بعدش در ادامه در مورد یه چیزی صحبت می کردن به نام « کومان ». کومان اینطوری کومان اون طوری.
یه سرچ توی کست باکس زدم که کومان داره نداره، دیدم پادکست دگم نباش و اورد که اتفاقا تازه تاسیس هم بود. گفتم خب این که تازه اس اون که چندین ساله اس، توی اپیزود های اولیشون در مورد کومان می گن. احتمالا این یه ربطی داره ولی این کومان نیست باید برم کومان و پیدا کنم.
خلاصه در همین هیر و گیر، یکی اتفاقی توی ماشین که دگم نباش و گوش می دادم،گفت عههه اینا! ایمان و کوروش!! گفتم می شناسی اینا رو ؟ گفت ارررره کلی ویدئواشون و دیدم. گفتم چه ویدئویی؟ گفت چالش دارن و مسابقه و فلان. گفتم « میا » رو هم می شناسی؟ گفت ارررره خواهر فلانیه و دوست فلانی! حالا الان یادم نیست کدوم فلانی ها. هیچی نشستیم با هم یه اپیزود دگم نباش و گوش دادیم.
بعد چند وقت سید و دیدم گفتم تو ایمان و کورش می شناسی؟ اصلا نگفت کدوم ایمان و کوروش! گفت اررررررررره بعد با تعجب از من پرسید تو اینا رو از کجا می شناسی!!؟
یعنی اون بیشتر تعجب کرد که من اینا رو می شناسم. گفتم از پادکست خودکست به دگم نباش رسیدم فکر می کردم که یه مشت آدم فرهیخته ان ولی مثل اینکه تولید محتوای زرد دارن! اونم گفت اره ولی برای بچه ها مناسب نیست و فیلان.
گفتم پس اگر اینا کلیپ و فیلم می سازن باید برم توی یوتیوب پیداشون کنم. با این تصور که اره هر زرده و هم واقعا چرک! رفتم توی یوتیوب چند تا از کلیپ هاشون و دیدم، زرد بود ولی نه اینکه نا مناسب برای بچه ی زیر ۱۲. پرت و پلا داشت ولی مبتذل نبود. البته این آخری هاشون و دیدم. خیلی دید منفی ای پیدا نکردم واقعا.
گذشت و خودکست و دیگه نرفتم از قدیمی هاش گوش کنم ولی جدیدی هاشون می شنیدم. حتی دگم نباش و هم گوش دادم. خیلی آورده ی محتوایی نداشتن ولی تا قبل از اینا یه زمان هایی که حوصله نداشتم می رفتم پادکست های موسیقی مثل رادیو بهی و رادیو دیو گوش می دادم که صرفا سرگرم کننده ی آرامش بخش بودن، ولی محتوای پادکست کومان ( که بعدا فهمیدم ترکیب ایمان و کوروشه !!!! که خب البته کشف مهمی هم بود) خیلی فان هستند. یعنی یه تایمی علاوه بر سرگرم کردن، باعث لبخند که نه، خنده هم می شن.
حالا تیم اینا برای خیلی از بچه الگو هم هستند. یعنی کسی اگر می خاد بره فیلم و کلیپ تولید کنه بپرسی الگوت کیه، می گن کومان!!
حالا همه این فان و سرگرمی به کنار، دگم نباش یه اپیزود داد بیرون به اسم « مهمون بعدی کومان و کارهای قبلی ایمان ». شنیدن این اپیزود به نظرم برای همه ی طرفداران کودک و نوجوان و بزرگسال کومان واجبه. یعنی یکی بره از هر کاری که این تیم انجام دادن و حرف می زنن دو تا سه تا نمونه ببینه، بعد بیاد این اپیزود و گوش بده. نمی دونم قبلا ایمان در مورد کارهای قبلیش چیزی گفته بود یا نه، اما هم برای فن های کومان هم برای نوجوان و بچه های که می خاد کاری بکنه، پولی در بیاره، خیلی مفید بود. عاااالی.
این پسر که الان در چشم بقیه توی اوج هست و داره پرواز می کنه و توی عالم خودشه، از یه نقطه ای به سختی شروع کرده که رسیده اینجا. نه شانس بوده و حمایت کس دیگه ای. سختی کشیده، ریسک کرده، تلاش کرده، تصمیم گرفته،چه بسا ضربه هایی خورده که الان اینجاست.
هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی فن یه همچین تولید کننده هایی بشم! ولی وقتی پشت صحنه رو برات تعریف می کنن، که هی یارو، فکر نکن از روی شکم سیری داریم اینا رو کار می کنیم، هم بدبختی داره الان هم بدبختی کشیدیم، این می شه الگو. و به نظرم خوب و بد نداره، این الگو کامله. و البته صداقت کومان قابل تحسیه.
امیدوارم این مطلب و کومان بخونه و نظرش و بگه.